چشمه هاي اب گرم
05
چشمه هاي آب گرم
چشمههاى آب گرم
چشمههاى آب گرم جهان:
طبق تعريف آب چشمههاى گرم 6 تا 9 درجه سانتيگراد گرمتر از درجه حرارت سالانه نقاطى است كه در آن يافت مىشوند. فقط در ايالات متحده بيش از هزار نمونه از اين چشمهها وجود دارد. اكتشافات معدنى در سراسر جهان نشان مىدهد كه دماى معادن عميق و چاههاى نفتى معمولاً با ازدياد عمق از سطح زمين افزايش مىيابد، افزايش ميانگين دما در چنين نقاطى در حدود دو درجه سانتيگراد در هر صد متر است. بنابراين وقتى كه آب زيرزمينى در اعماق زياد حركت مىكند گرم مىشود و اگر به سطح زمين برسد به صورت چشمههاى آب گرم بيرون مىآيد. آبهاى گرم معدنى كه به صورت چشمههاى آب گرم به سطح زمين مىرسند به دليل گذر از مناطق مختلف خواص مختلفى دارند كه مانند اثرى شفابخش اند استفاده از اثر شفابخش چشمههاى آب گرم براى درمان برخى بيماريها قدمتى چندهزارساله دارد. اين روش در پزشكى نوين نيز از جايگاه مهمى برخوردار است. و پزشكان به آن توصيه مىكنند به همين دليل در سرتاسر جهان مناطقى كه داراى چشمههاى آب گرم حاوى املاح مفيد هستند از جمله جاذبههاى توريستى به شمار مىروند. پس براى اينكه بدانيم كدام آب براى درمان كدام بيمارى مفيد است به دستهبندى كردن آبها نياز داريم به همين دليل آبها را به شش دسته زير تقسيم مىكنند:
1- آبهاى بىكربنات. آشاميدن اين آبها كمك به تخليه معده مىكند قندخون را پائين مىآورند آب آشاميدنى چشمه نينه محلات از اين دسته است.
2- آبهاى سولفاته. آشاميدن اين آب براى بيماران كبدى و كليوى و نقرسى و روماتيسمى مفيد است.
3- آبهاى سولفوره. آبهاى گوگردى براى بيماريهاى مجارى تنفسى، روماتيسم و بيماريهاى جلدى مفيد است.
4- آبهاى كلروره. آشاميدن اين آبها غلظت صفرا را پائين مىآورد.
5- آبهاى آهن دار. اين آبها اثر مساعدى براى توليد گلبولهاى قرمز خون دارد.
6- آبهاى راديواكتيو. برخى از دانشمندان عقيده دارند كه به وسيله آن مىتوان با پيرى مبارزه كرد.
نزديكترين چشمه آب گرم به استان قم محلات مىباشد. چشمههاى آب گرم محلات به فاصله 15 كيلومترى شمال شرقى محلات قرار دارد. (در جنوبغربى تهران و در 30 كيلومترى غرب دليجان)
چشمهها به دو طريق ايجاد مىگردند:
1- در مناطق آتشفشانى آب در اثر نفوذ از خلال گسلها و شكستگىها تدريجاً گرم شده و پس از رسيدن به سطح زمين چشمههاى آب گرم را مىسازد هرچه عمق نفوذ و سرعت خروج آب بيشتر باشد دماى بالاترى خواهد داشت.
2- توسط بخار آبهاى مربوط به مرحله سرد شدن ماگما در درون زمين ايجاد و توسط فشار بخار آب و گازها به سمت بالا حركت مىكند.
بيشتر چشمههاى آب گرم ايران با تظاهرات آتشفشانى در ارتباطند. مانند چشمههاى آب گرم اسك، سرعين بيله رود، محلات و...
در اطراف چشمه محلات معادن بزرگتر اورتن ديده مىشود كه حاصل رسوب گذارى آب اين چشمهها
در گذشته است. گرماى آب اين چشمهها به فعاليتهاى آتشفشانى در شمال اين منطقه مربوط مىشود. آبهاى سطحى پس از نفوذ در داخل شكستگىها و انحلال مواد آهكى از حد فاصل برخورد و اين سرى تشكيلات در كوههاى محلات كه از جنس آهك و متعلق به كرتاسه است خارج مىگردند.
استفاده از اثر شفابخش چشمههاى آب گرم براى درمان بيماريها قدمتى چندهزار ساله دارد. اين روش در پزشكى نوين نيز از جايگاه مهمى برخوردار است. به همين دليل در سراسر جهان مناطقى كه داراى چشمههاى آب گرم حاوى املاح مفيد هستند.
آبهاى زيرزمينى خارج شده به صورت چشمههاى آب گرم و آبفشانها داراى مواد محلول بيشترى نسبت به ساير آبها ي زيرزمينى هستند. زيرا قدرت انحلال آب گرم از آب سرد بيشتر است. وقتى آب داراى سيليس بيشترى باشد در اطراف چشمهها ژيزريت geyserit رسوب مىكند. تراورتن (travertine) كه نوعى كربنات كلسيم است از نهشتههاى خاص چشمههاى آبگرم در نواحى آهكى است. بعضى از چشمههاى آب گرم حاوى گوگرد مىباشند. گوگرد علاوه بر بدمزه كردن آبها بوى آزار دهندهاى نيز دارد. بدون شك چشمههاى نواداى آمريكا با بوى تخم مرغ گنديده چنين وضعيتى دارد.
چشمهها:
عبارتند از: الف: چشمههاى گوگردى دامنههاى شرقى دشت برازجان كه آب آنها داراى تركيبات گوگردى است. اين چشمهها به رودخانه دالكى مىريزند و سبب خراب شدن كيفيت آب آن مىشوند.
ب: چشمههاى آب گرم، منطقه اهرم كه براى معالجه بيماريهاى پوستى مفيد است.
ج: چشمههاى آب شيرين ناحيه خائيز اهرم كه تعداد آنها نسبتاً زياد بوده و داراى كيفيت بسيار خوبى هستند. چشمههاى بَنيان، پرآبترين چشمههاى اين ناحيه مىباشند.
د: چشمههاى منطقه فارياب كه از به هم پيوستن آب آنها رود فارياب تشكيل مىشود. مهمترين چشمه اين منطقه، چشمه تنگ فارياب است كه اهالى روستاى فارياب براى آبيارى باغهاى خود از آن استفاده مىكنند.
استفاده از اثر شفابخش چشمههاى آبگرم براى درمان برخى بيماريها، قدمتى چندهزار ساله، دارد اين روش در پزشكى نوين نيز از جايگاه مهمى برخوردار است و پزشكان به آن توصيه مىكنند. به همين دليل در سراسر جهان مناطقى كه داراى چشمههاى آب گرم حاوى املاح مفيد هستند از جمله جاذبههاى توريستى به شمار مىآيند.
از سوى ديگر قطبهاى ملى طبيعت درمانى در ايران متعدد و پرشمار بوده و به طور عمده شامل چشمههاى آب گرم هستند كه مهمترين اين قطبها عبارتند از سرعين اردبيل، سراب، آب گرم خان واسى سو آذربايجان غربى، آب گرم محلات، گرماب قوچان، آب گرمهاى زنجان، پوزه باغ، بزمان ايرانشهر، چشمه قلعه دختر اهواز، آب گرم اسك، فرقان قزوين، لاريجان مازندران، گراو تفرش، گنو هرمزگان، اعلا دماوند و آبعلى در شمال شرق تهران.
با آنكه اغلب آبگرمها، فاقد حداقل امكانات رفاهى و بهداشتى هستند سالانه صدها هزار ايرانى را به خود جلب مىكنند.
تقريباً فقط در سرعين اردبيل شرايط نسبتاً مطلوبى از نظر وضعيت بهرهبردارى از چشمههاى آب گرم طبيعى وجود دارد. در دو دهه اخير شمار مراكز اقامتى و رفاهى توريستى در اين منطقه گسترش مناسبى داشته است، اما عدم معرفى بينالمللى موجب شده تا طبيعت درمانى در اين منطقه هم صرفاً جنبه داخلى داشته باشد در ديگر مناطق، بهرهبردارى با وضعيتى بسيار نامطلوب صورت مىگيرد و در چشمههاى آب گرم كشور حتى از حداقل امكانات رفاهى خبرى نيست و نيز شيوه استفاده از اين چشمهها گاه آنچنان غيربهداشتى است كه ممكن است مراجعين به جاى درمان دچار بيمارى نيز شوند. شرايط بد بهرهبردارى موجب شده تا جز در برخى موارد معدود اغلب مردم تمايلى به استفاده از آبگرمهاى طبيعى نداشته باشند.
برم
شعاع : A 12/1 حجم اتمي : cm3/mol 5/23 رنگ : قرمز
شعاع كوولانسي : A 14/1 سطح مقطع : 6 8 Barnst 0.1
.حالت فيزيكي در دماي اتاق : مايع ساختار كريستالي : اورتورومبيك
عدد الكترون در هر تراز انرژي : 2،8،18،7 پروتون ها : 35
تعداد الكترون ها (عنصر بدون بار) : 35 مقدار نوترون ها (پايدارترين حالت) : 45
نقطه جوش : 332/25K 59/25C 138/65F
نقطه ذوب : 265/9K -7/1C 19/2F
گرماي نهان تبخير: 15/438 KT/mole
حجم مولي : 25/62cmj/mole
لاتين : Bromum كرواسي : Brom فرانسوي : Brome
آلماني : Brom-r ايتاليايي : Bromo نروژي : Brom
پرتغالي : Bromo اسپانيايي : Bromo سويسي : Brom
مولكول هاي برم چه به صورت مايع وچه به صورت گاز معمولاً دو اتمي (Br2) هستند . رنگ بخار برم كهربايي است، ولي جامد آن هميشه سياه است.
رنگ محلول برم اشباع شده درآب، قرمز مايل به نارنجي است .
برم درحلال هايي مانند تتراكلريد كربن و دي سولفيد كربن حل مي شود.
يك ويژگي مهم ) برم عامل اكسيد كننده قوي است كه به شدت بابعضي از عناصر مانند فسفر ، آلومينيم وپتاسيم تركيب مي شود ونور ايجاد مي كند.
رطوبت سبب تركيب برم با بسياري از فلزات وتشكيل برميد(نمك برم) مي شود.
احيا كننده واكسيد كننده چيست ؟
موادي كه در فرآيندهاي اكسايش – احيا شركت مي كنند تمايل به گرفتن يا از دست دادن الكترون ، اكسيژن يا هيدروژن دارند. موادي كه بيشتر تمايل دارند الكترون يا هيدروژن از دست بدهند يا اكسيژن بگيرند احيا كننده ناميده مي شوند وموادي كه بيشتر تمايل به كرفتن الكترون يا هيدروژن و از دست دادن اكسيژن دارند اكسيد كننده ناميده مي شود .
تركيبات برم درآب درياها، چشمه هاي آب معدني و زمين هاي آبرفتي خشكي يافت مي شود. از تركيبات شيميائي كلرباآب شور دريا، برم آزاد بدست مي آيد. به طوري كه از هر14تن آب دريا يك كيلوگرم برم به دست مي آيد .
موارد استفاده در گذشته
تاسال 1380. م بيشتربرم توليد شده براي تهيه اتيلن (EDB ) به كار مي رفت.
اين مايع را به بنزين اضافه مي كردند . تا صداي تق تق انفجار در موتورها
كاهش دهد و هنگام احتراق ، سرب را از سيلندرهاي موتور پاك كند.
از اين تركيب ذر كشاورزي براي از ميان بردن آفت هاي موجود در خاك نيز استفاده مي كردند . امروزه پژوهش ها نشان داده است كه تركيب اتيلن در برميد
سرطان زاست ، از اين رو از آن در كشاورزي استفاده نمي شود .
موارد استفاده در حال حاضر
ازبرم براي ساختن رنك هاي مختلف درداروسازي استفاده مي شود. برميدهاي
پتاسيم ، سديم ، كلسيم ، استرنسيم ، ليتيم و آمونيم را براي ساختن داروهاي
آرام بخش يا مسكن ، به كار مي برند . برميد نقره (Ag Br) جامد ، زردرنگ ودر برابر نور حساس است و آن را براي تهيه فيلم هاي عكاسي به كار مي برند .
برمات پتاسيم ( KBro3) يكي ديگر از تركيبات برم است كه افزودن مقداري مقداري از آن به آرد گندم ، كيفيت پخت نان را بهتر مي كند .
از تركيب هيدروژن وبرم (HBr) گاز بي رنگي به دست مي آيد كه در واكنش هاي
مواد آلي نقش احياكننده وكاتاليزگردارد. از محلول اين گازدرآب ، اسيد برميدريك
ناميده ميشود كه بسيارقوي است ومانند اسيدكلريدريك دربرابرفلزات و اكسيدها
وهيدرواكسيدهاي فلزات فعال است . ازبرم براي ضد عفوني كردن آب آشاميدني
نيز استفاده مي شود .
حيات جانداران
ماهيان دوزيست
مقدمه
ايوپاركريا
اولين موجودات زنده
دوران ژوراسيك
دوران بي مهر گان
آغاز پيدايش حيات
خزندگان
منابع
پستانداران
مقدمه:
«واللّه خَلَق كُلَّ دابَّة مِن ماء فَمِنهُم مَن يَمشي علي بَطنِه»
خداوند تمام جنبندگان را از آب بيافريد، بعضي (مانند مارها و ماهي و ساير خزندگان) بر شكم راه مي روند...
o o o
حيات جانداران
راستي اگر بپرسيم كه اولين بار پروتئين ها و نوكلئيك اسيدها چگونه تشكيل شدند و چطور موجودات زنده نخستين را به وجود آوردند،: مگر درباره توليد خود به خود صحبت نكرده ايم؟
مگر پاستور ثابت نكرد كه توليد خود به خود غيرممكن است و فقط نشان داد كه در ظرف آزمايش خودش در مدّت چند هفته و يا اگر صبر مي كرد تا چند سال، موجودي خود به خود ايجاد نمي شد. بر روي زمين هم شايد تا مدّت يك ميليارد سال موجود زنده اي ايجاد نشد. شايد اگر پاستور هم مي توانست يك ميليارد سال صبر كند، بالاخره مي ديد كه در داخل ظرف آزمايشش جانداري به وجود نيامده است.
در اين صورت اگر نقاط مختلف زمين را كه به مدّت يك ميليارد سال به حال خود مانده اند مطالعه كنيم، آيا باز هم مي توانيم جانداري بيابيم كه از موادّ غير زنده به وجود آمده باشد؟
نه! امروزه در همه جاي روي زمين جانداران فراوانند. در آب، در خشكي، در سطح اقيانوس ها، در اعماق آب ها، روي كره ها و داخل درّه ها و حتّي در بيابان ها نيز جانداراني وجود دارند.
اگر امروزه مولكول هاي پروتئين يا نوكلئيك اسيدها تشكيل مي شدند، انواعي از جانداران فوراً آن را مي خوردند و چيزي از آن باقي نمي گذاشتند. با اين حساب فرصتي باقي نمي ماند تا آن مواد به صورت جاندار ذرّه بيني درآيند.
امّا در 5/3 ميليارد سال قبل، جانداري بر روي زمين وجود نداشت تا اگر پروتئين يا نوكلئيك اسيدي در اقيانوس هاي نخستين تشكيل مي شد، در همان جا باقي مي ماند، كه آن ها را بخورد. پس اقيانوس از اين مواد پر شد. اين مولكول ها پيچيده تر مي شدند و زندگي آغاز مي شد.
وقتي كه پروتئين ها و نوكلئيك اسيدها به آن اندازه پيچيدگي پيدا كردند كه بتوانند زنده باشند و با هم تركيب شوند تا سلّول هاي نخستين را بسازند، شروع به خوردن تركيبات شيميائي اطراف خود كرده و زياد شدند. سلّول ها با همديگر تفاوت هايي داشتند. انتخاب طبيعي باعث شد كه بعضي بميرند و بعضي ديگر زنده بمانند. بدين ترتيب تكامل شروع شد و به اين صورت بود كه كم كم دنياي زنده امروزي و خود ما بوجود آمديم.
امّا پروتئين ها و نوكلئيك اسيدها اوّلين بار چگونه بوجود آمدند؟ اگر آن ها خود به خود از مولكول هاي ساده تر و غير زنده تشكيل مي شدند، اكسيژن موجود در هوا احتمالا آن ها را فوراً از ميان مي برد.
امّا اتمسفر از ابتدا داراي اكسيژن نبوده است. اكسيژن موجود در هوا را گياهان سبز با جذب كردن دي اكسيد كربن و آزاد كردن اكسيژن بوجود آورده اند. اين كار را گياهان هميشه انجام مي دهند.
امروزه هم، به علّت همين عمل گياهان، 75% حجم هوا را نيتروژن و 25% بقيّه را اكسيژن تشكيل مي دهد. فقط درصد بسيار ناچيزي از حجم اتمسفر كربن دي اكسيد( بافرمول CO2) است.
در حدود يك ميليون سال قبل، پيش از آن كه گياهي بر روي زمين باشد، اتمسفر بدون اكسيژن بود. به جاي آن، كربن دي اكسيد وجود داشت، يعني اتمسفر زمين را مخلوط نيتروژن و كربن دي اكسيد تشكيل مي داد. اتمسفر امروزي سيّاره هاي مرّيخ و زهره هم كه جانداراني در روي آن ها وجود ندارد، مخلوطي از همين دو نوع گاز است.
امّا اتمسفر اوّليه زمين نمي بايد از اين گازها تشكيل شده باشد. خورشيدو سيّاره هاي بزرگ مانند مشتري و زحل، بيشتر از هيدروژن تشكيل شده اند. ابرهايي از ذرّات گاز و غباري كه كلّ منظومه از آن ها تشكيل شده است، احتمالا بيشتر آن، هيدروژن و تركيب هايي از هيدروژن با اتم هاي ديگر بوده است. مهمترين اين تركيبات متان، آمونياك آب و هيدروژن سولفيد بوده است. متان چهار اتم هيدروژن و يك اتم كربن دارد (CH4) ـ آمونياك، 3 اتم هيدروژن و يك اتم نيتروژن دارد (NH3) ـ آب، 2 اتم هيدروژن و يك اتم اكسيژن دارد (H2O) و هيدروژن سولفيد 2 اتم هيدروژن و 1 اتم گوگرد (H2S) دارد.
وقتي كه زمين تشكيل شد، نمي توانست مولكول هاي بسيار كوچك و سبك هيدروژن (فقط 2 اتم هيدروژن يعني H2) را نگه دارد، امّا تركيب آن را نگه مي داشت. در اقيانوس هاي اوّليه آب وجود داشت كه مقدار زيادي آمونياك و هيدروژن سولفيد هم در آن حل شده بودند. در هواي اطراف هم بيشتر متان با مقداري آمونياك هيدروژن سولفيد و بخار آب وجود داشت.
آفتابي كه به اين اتمسفر مي تابيد، آرام آرام مولكول هاي آب را به كسيژن و هيدروژن تجزيه مي كرد. اكسيژن با آمونياك و متان تركيب مي شد و از آن ها كربن دي اكسيد و نيتروژن بوجود مي آورد.
بعدها وقتي كه گياهان بوجود آمدند، كربن دي اكسيد را طي فرآيند فتوسنتز مبدّل به اكسيژن كردند.
با اين ترتيب، زمين احتمالا داراي سه نوع اتمسفر بوده است، ما در اتمسفر نوع سوم زندگي مي كنيم كه اكسيژن و نيتروژن دارد. زندگي شايد در اتمسفر نوع دوم يا نوع اوّل شروع شده باشد.
كسي كه براي نخستين بار گفت: زندگي ممكن است در اتمسفري غير از اتمسفر امروزي شروع شده باشد، يك شيمدان انگليسي به نام جان هاليدن بود. او اين نظر را در سال 1929 ميلادي ارائه كرد.
بعداً در سال 1936 ميلادي يك شيميدان روسي به نام الكساندر اوپارين به توضيح بيشتري درباره جزئيات اين مطلب پرداخت. او عقيده داشت كه زندگي ممكن است در اتمسفر نوع اوّل شروع شده باشد. متان، آمونياك، آب و هيدروژن همه مولكول هاي كوچكي دارند كه در آن ها از 3 تا 5 اتم يافت مي شود. اين اتم ها عبارتند از: كربن، اكسيژن، هيدروژن، نيتروژن و گوگرد كه مي توانند به شكل آمينو اسيدها با هم تركيب شوند و مولكول درشت تري را بسازند.
امّا در اين مورد يك مسئله مهم وجود دارد. معمولا مولكول هاي كوچك تر، پايدارترند و به اجزاي كوچك تر تجزيه نمي شوند. امّا مولكول هاي بزرگ ناپايدارترند و به اجزاي كوچك تر تجزيه مي شوند.
به همين دليل اين مولكول هاي كوچگ معمولا خود به خود با هم تركيب نمي شوند تا مولكول هاي بزرگتري را بسازند. امّا بر عكس مولكول هاي بزرگ هميشه مايلند به مولكول هاي كوچكتر تجزيه شوند.
تبديل شدن مولكول هاي بزرگ به مولكول هاي كوچك مانند غلطيدن چيزي در سرازيري است امّا تركيب شدن مولكول هاي كوچك براي تشكيل مولكول هاي بزرگ شبيه به غلتيدن آن چيز در سر بالايي است كه بدون صرف انرژي انجام نمي شود. پس تبديل مولكول هاي بزرگ به مولكول هاي كوچك تر ممكن است خود به خود انجام شود. امّا چه چيزي مولكول هاي كوچك را بالا مي كشد تا مولكول هاي بزرگ و سرانجام زندگي به وجود آيد؟ اين كار انرژي مي خواهد، در ابتداي پيدايش زمين انرژي زياد بوده است، پرتوهاي آذرخش، گرماي آتش فشان ها و البتّه نور خورشيد هم وجود داشته است. امروزه نور فرابنفش كه از نور معمولي انرژي بيشتري دارد، زياد به سطح زمين نمي رسد. در ارتفاعات بالاي اتمسفر، يعني فاصله 25 كيلومتري، لايه اي از گاز اوزون( شكلي از اكسيژن) وجود دارد كه جلوي عبور نور فرابنفش را مي گيرد، امّا در زماني كه زندگي آغاز مي شد، اتمسفر بدون اكسيژن بود. پس اوزون هم نداشت. به اين ترتيب، نور فرابنفش با شدّت تمام به زمين مي رسيد.
با كمك انرژي مولكول هاي كوچك مي توانستند با هم تركيب شوند و مولكول هاي بزرگ تر و سرانجام بدن موجودات زنده را بسازند. سپس اين سؤال براي ما پيش مي آيد كه چگونه اين موجودات به خشكي راه پيدا كردند و هم اكنون نيز چرا بيش از 90% آن ها در دريا زندگي مي كنند؟
آغاز پيدايش جانداران در دريا و سپس انتقال به خشكي
در حدود 4 ميليارد سال پيش زمين پوشيده از مواد مذاب بود. بديهي است كه در چنين شرايطي امكان تشكيل و تداوم حيات نبود. اندك اندك سطح سّياره زمين سرد شد و مانند سنگي آن را در بر گرفت. بخار آب موجود در اتمسفر متراكم شد و بارش باران اقيانوس هاي وسيعي به وجود آورد. بسياري از زيست شناسان اعتقاد دارند كه حيات بايد اوّلين بار در اين اقيانوس ها تشكيل شده باشد. به عقيده ي آنان، تغيير و تحوّل جانداران صدها ميليون سال طول كشيده است. شواهد نيز حاكي است كه زمين از مدّت ها قبل از پيدايش حيات، وجود داشته است. اين شواهد اندازه گيري سن زمين را نشان مي دهد. دانشمندان باكاربرد روشي به نام عمر سنجي، سن سنگ ها و آثار حياتي را تخمين مي زنند.
تحقيقات نشان داده است كه در نخستين مراحل پيدايش حيات، مولكول هاي غير زيستي با يك ديگر واكنش شيميايي انجام مي دادند اين واكنش ها باعث توليد تعداد و انواع زيادي مولكول هاي آلي ساده شدند مولكول هاي ساده بااستفاده از انوري خورشيد وگرماي حاصل از فعّاليت هاي آتشفشاني، مولكول هاي پيچيده را به وجود آوردند. اين مولكول هاي پيچيده واحدهاي سازنده ي اوّلين سلول ها را تشكيل دادند.
سوپ بنيادين: در دهه 1920 دانشمندان اظهار داشتند كه در اقيانوس هاي اوليه ي زمين، يك باره مقدار زيادي مواد آلي پديد آمد. اين نظريه به الگوي سوپ بنيادين مشهور شد در آن هنگام اقيانوس هاي زمين مملو از مولكول هاي آلي مختلف بودند. دانشمندان فرض كردند كه اين مولكول ها در اثر انرژي حاصل از تابش خورشيد، انفجارهاي آتشفشاني و رعد و برق پديد آمده بودند. پس از آن گروهي ديگر از پژوهشگران، اعلام كردند كه جوّ اوّليه ي زمين گاز اكسيژن نداشته و در عوض غني از نيتروژن، هيدروژن، بخارآب، آمونياك و متان بوده است. در آن زمان انرژي خورشيدي يا انرژي الكتريكي حاصل از رعد و برق انرژي اين مولكول ها را افزايش مي داده است. امروزه اكسيژن موجود در جو سريعاًالكترون هاي پر انرژي را جذب مي كند، زيرا اتم اكسيژن ميل بسيار زيادي به جذب چنين الكترون هايي دارد. هنگامي كه اكسيژن موجود نباشد. الكترون هاي پر انرژي در انجام واكنش هايي ديگر، مانند واكنش با مولكول هاي هيدروژن دار شركت مي كنند. در نيمه قرن بيستم دانشمندي به نام استانلي ميلر، الگوي سوپ بنيادين را آزمايش كرد.
درحال حاضر كسي درست نمي داند نخستين جاندار در چه زماني تشكيل شد. پژوهشگران براي نزديك شدن به اين سؤال، سنگواره ها را مورد پژوهش قرار مي دهند. قديمي ترين سنگواره اي كه تاكنون كشف شده است، سنگواره ي ميكروسكوپي موجودي به نام پروكاريوت ها در غرب استراليا بوده است. اين سنگواره در رسوبات 5/3 ميليارد ساله كشف شد كه اين دوره را دانشمندان دوره بركامبرين ناميدند يعني زماني كه آغازيان و جانداران تك سلولي مانند پروكاريوت ها به وجود آمدند.
احتمالا نخستين جانداران تك سلولي كه روي زمين و در درون اقيانوس ها پديدار شدند هثروتروف هايي هوازي بودند و براي كسب انرژي از مولكول هاي آلي اقيانوس ها، انواعي از سلول ها توانايي توليد مولكول هاي آلي مورد نياز خود را از تركيبات غيرآلي به دست آوردند. به اين ترتيب اوّلين سلول هاي اتوتروف پديد آمدند.
در اوايل، سلول هاي فتوسنتز كننده اي به نام سيانوباكتري ها بوجود آمدند. قبل از پيدايش اين سلول ها اكسيژن در جوّ زمين وجود نداشت، امّا پس از پيدايش آن ها و انجام فتوسنتز، به تدريج گاز اكسيژن به درون اقيانوس ها و جوّ زمين آزاد شد. اين اكسيژن پس از گذشت صدها ميليون سال، در جو زمين متراكم شد به طوري كه امروزه حدود 21 درصد جوّ زمين را اكسيژن تشكيل مي دهد. با افزايش تراكم اكسيژن در جوّ زمين سلول هايي پيدا شدند كه به كمك اكسيژن انرژي موجود در تركيبات غذايي را آزاد و از آن استفاده مي كردند. اين سلول ها، نخستين سلول هاي هوازي بودند. به دنبال اين حادثه، ميتوكندري ها كه موجودات هوازي (نيازمند به اكسيژن) هستند به وجود آمدند (نظريّه درون همزيستي).
جانداران پرسلولي: تكامل اين جانداران بين 600 تا يك ميليارد سال پيش روي داد. كه دانشمندان اين دوره را دوره پالئوزوئيك يا حيات مياني نام گذاري كردند. موجودات تك سلولي توانايي بسيار اندكي براي كنترل تغييرات محيط خود داشتند و عموماً تحت تأثير محيط بودند. به همين دليل تكامل سيستم هاي انتقال پيام بين سلول هاي مختلف يك توده ي سلولي به وجود آمد. در واقع، سلول ها آموختند كه علاوه بر پاسخ دادن به تغييرات محيطي، پيام هايي را كه از سلولي هاي ديگر مي رسد، نيز دريافت كنند و به آن ها پاسخ مناسب دهند. به اين ترتيب جانداران متراكم شده و به خشكي نيز راه پيداكردند كه ابتدا ماهي هايي از درون دريا به خشكي خزيدند و خزندگان و دوزيستان را به وجود آوردند كه از اين به بعد دوره مزوزوئيك شروع شد. علّت راه پيدا كردن اين جانوران به درون خشكي تبخير بيش از اندازه آب و كمبود غذا و مكان و... بود. بعد از اين و در حدود تقريباً250 ميليون سال پيش خزندگان فراوان شدند و اوّلين گياهان گلدار بر روي زمين پديد آمدند كه از مهم ترين خزندگان و فراوانترين آن ها در اين دوره مي توان به دايناسورها اشاره نمود. كه بعضي از آن ها واقعاً عظيم الجثه بودند. و زمين را عرصه تاخت و تاز خود كرده بودند. البته دايناسورها بر روي زمين باقي نماندند و در حدود 65 ميليون سال پيش منقرض شدند كه دليل انقراض آن ها هنوز معلوم نيست. در اواخر انقراض دايناسورها پستانداران نيز به وجود آمدند. كه پس از انقراض دايناسورها، پستانداران به سرعت گسترش يافتند. پستانداران امروزي از هيمن نسل پستانداران اوّليه (كه باهوش به نظر مي رسند) بودند امّا جثه آن ها بسيار كوچكتر بود. حيواناتي كه قادر به تطبيق خود با شرايط زيست محيط نمودند (نظير دوران عصر يخبندان) به تدريج محو شدند و بقيّه نيز توسّط انسان (قدرتمندترين حيوان) شكار شدند. از لحاظ علمي موجودات شبيه انسان اوّلين بار حدود 35 ميليون سال قبل بر روي زمين پديدار شدند كه اين دوره را دوره سنوزوئيك ناميدند. كه در اين دوره پستانداران و گياهان گلدار فراوان شدند.
n n n
اولين موجودات زنده (دوران پركامبرين)
هزاران ميليون سال پيش، زمين آنقدر گرم و سوزان بود كه زندگي بر روي آن غير ممكن بود. بعدها زمين سرد شد و بخار حاصل از فعاليّت هاي آتش فشاني كه در سال ها پيش رخ داده بود و به صورت ابر در آسمان بود، منجر به ريزش باران گرديد. اقيانوس ها و درياها بوجود آمدند و حفره هاي زمين پرشدند.
اولين موجودات زنده، حدود 6000 ميليون سال پيش در اقيانوس ها پيدا شدند مثل:
تريلوبيت ها، براكيويودها و برخي از انواع مرجان ها، گرايترلينها و ماهيان زره دار. اين موجودات ساختماني سلولي نداشتند. آنها مثل ويروسها امروزي بودند.
دوران بي مهرگان (پالئوزوئيك)
دوران پالئوزوئيك حدود 445 ميليون سال پيش شروع شد. در اين دوره جانداران بي مهره بسياري مثل تريلوبيت ها در اقيانوس ها پيدا شدند. تريلوبيت ها از اولين جانوران شكارچي بودند.
آنها در كف درياها و اقيانوس ها به شكار جانوران كوچكتر مي پرداختند. عقرب هاي غول پيكر با چنگال هاي بلند و تيز خود، جانوران كوچكتر را شكار مي كردند.
نوتيلوئيدهاي غول پيكر هم در اين دوران زندگي مي كردند. آنها شبيه هشت پاهاي امروزي بودند. نوتيلوئيدها شاخك هاي نيرومندي داشتند كه آنها را زير پوست خود پنهان مي كردند.
نوتيلوئيدها با اين شاخك ها به شكار جانوران كوچكتر مي پرداختند. در همه اين دوره ها موجودات خاص خود را مي بينيم.
دوران خزندگان (مزوزوئيك)
اين دوران از 200 ميليون سال پيش آغاز شده است. در اين دوره خزندگان خيلي زياد بودند به همين دليل به آن، عصر خزندگان هم مي گويند. آنگاه نخستين گياهان خشكي بنام دونين از زمين روييدند. اين دوره همزمان و اواسط با دوره اول آفرينش زمين است. بعد سرخس ها و پنجه گرگ ها، دم اسب ها گياهان دوران اوليه زمين هم روييدند.
در اوايل اين دوران (مزوزوئيك) دايناسورهاي كوچك پيدا شدند مدتي بعد از آن پرندگان دندان تيز ابتدايي ظاهر شدند. اين پرندگان به جاي منقار دندان داشته اند.
بعد نوبت به دايناسورهاي غول پيكر رسيد. اين دايناسورها تا پايان دوران مزوزوئيك يعني 140 ميليون سال بر روي زمين زندگي كردند. در اين زمان پترولاكتيل ها يا خزندگان بالدار در آسمان پرواز مي كردند و خزندگان بزرگ دريايي حاكم اقيانوس ها بودند.
عصر پستانداران (دوران سنوزوئيك)
اين دوران از 700 ميليون سال پيش شروع شد تا به حالا ادامه دارد. با از بين رفتن دايناسورها اين دوران شروع شد. در اين دوران پستانداران بزرگ و با شكل هاي عجيب و اعضايي غير عادي بودند مثل: ماموت ها، اوينتاتريوم ها، پارامسيرها و تتنموس ها بودند. بدن اين جانوران پوشيده از مو، پشم و غيره بود كه آنان را در برابر سرما حفاظت مي كرد.
پستانداران از دايناسورها فعال تر و باهوش تر بودند و در اوايل اين دوران پستانداران از نظر شكل و جثه خيلي با هم فرق داشتند و در اواسط اين دوران مقدار پستانداران و گوناگوني آنها روز به روز بيشتر شد.
ماهيان دوزيست
نخستين گياهان زمين ابتدا كنار اقيانوس ها روييدند. با رويش اين گياهان از حشراتي كه بر روي آنها جمع مي شدند; تغذيه مي كردند. بعضي از اين ماهي ها مثل اوستنوپترون جزء دوزيستان بودند.
آنها هم مي توانستند در آب زندگي كنند و هم در خشكي. اين ماهيان باله هاي قوي اي مثل پا داشتند كه با آن خودشان را به ساحل مي رساندند و از حشرات تغذيه مي كردند. بعد از مدتي ماهي هاي دوزيست به اين نتيجه رسيدند كه زندگي در خشكي بهتر از زندگي در دريا است. چون در خشكي هم غذا فراوان بود و هم اينكه هيچ دشمني در كمين نداشتند. يعني ماهيان بزرگتر نمي توانستند آنها را شكار كنند. به همين دليل ماهيان دوزيست در خشكي ها ماندند. به اين ترتيب اولين خزندگان بوجود آمدند و هم اكنون نيز بيش از 90% جانداران بر روي زمين در درياها هستند.
ايوپاركريا
خزندگان اوليه جانوراني كوچك با دندان هاي تيز و برنده و پاهاي نسبتاً كوتاه بودند. آنها احتمالا چهار دست و پا مي خزيدند و حشرات و دوزيستان كوچك را مي خوردند. خزندگان بعدي، پاهاي بلندتري داشتند. اين پاها به آنها كمك مي كرد تا سريع تر حركت كنند.
پاهاي بعضي از آنها بسيار قوي بود. يكي از اين خزندگان دراز پا بود. او حدود 200 ميليون سال پيش زندگي مي كرد.
ايوپاركريا موقع شكار و فرار به طور قائم روي دو پاي قوي اش مي دويد.
ايوپاركرياها دم بلندي براي حفظ تعادل داشتند او حشرات و بعضي دوزيستان را مي خوردند.
دوران ژوراسيك
دوره ژوراسيك عصر دايناسورهاست. در اين دوره كه حدود 160 ميليون سال پيش و شايد هم بيشتر شروع شد، جانوران غول پيكري بر روي زمين زندگي مي كردند كه به آنها دايناسور مي گفتند. كلمه دايناسور يك كلمه يوناني است; چون اين جانور از دسته خزندگان و تازه خيلي هم وحشتناك بود، به آن دايناسور مي گفتند.
دايناسورها جانوران عظيم الجثه، زشت، بدقواره و وحشتناك بودند. آنها خيلي پيش از پيدايش انسان از بين رفته اند.
دايناسورها در اندازه ها و شكل هاي عجيب و شگفت آوري ظاهر شدند. در اين ميان عجيب ترين اين ها چيسفالوسوروس بود كه معناي آن مارمولك كودن بود. سر اين جانور مثل كلاه خود بود كه مارمولك كودن از آن در جنگ استفاده مي كرد. اين كلاه كه استخواني به قطر 25 سانتي متر داشت از مغز كوچك او محافظت مي كرد.
منابع:
كتابهاي:
دايرة المعارف كودك و نوجوان،
علوم تجربي سوّم راهنمايي،
زيست شناسي دوره پيش دانشگاهي رشته علوم تجربي،
زمين شناسي دوره پيش دانشگاهي،
زمين و پيدايش موجودات نوشته سيّد علي آل محمّد،
زمين از تك سلولي تا پيچيده نوشته محمّد كرام الدّيني،
پيدايش زندگي نوشته ايزاك آسيموف ص 41 تا ص 46.
انسواين و قند خون
انسولين :
هورموني است كه ذخيره و سوخت و ساز مواد قندي و بعضي از مواد ديگر را در بدن تنظيم ميكند. انسولين در جذب و مصرف موادي مانند پروتئين، چربي و بعضي از مواد معدني مانند: پتاسيم و فسفات در بدن نيز تأثير دارد. اين هورمون به وسيلة سلولهاي مخصوصي كه به صورت جزيرههائي در لوزالمعده پراكندهاند ترشح ميشود. به همين سبب اين هورمونها را انسولين ناميدهاند كه برگرفته از واژة لاتين اينسولا (Insula) به معني جزيره است. اگر اين سلولها از كار بيفتد يا به مقدار كافي انسولين ترشح نكند، مواد قندي درست در بدن به مصرف نميرسند يا ذخيره نميشوند.به همين سبب ميزان قندخون افزايش مييابد و ناهماهنگيهائي در بدن به وجود ميآيدكه به آن ديابت ميگويند.
افزايش بيش از حد انسولين در بدن نيز ناهماهنگيهائي ايجاد ميكند. قند خون پايين ميآيد، بيمار دچار حالت عصبي، گرسنگي، ضعف، عرق بيش از حد و دوبيني ميشود و حتي ممكن است بيهوش شود. به مجموع اين حالتها شوكِ انسولين ميگويند. براي درمان شوك انسولين به بيمار مواد قندي ميخوراننديا گلوكز تزريق ميكنند.
چگونگي عمل انسولين در بدن :
غذا داراي مقداري مواد قندي و پروتئيني است. اين مواد بر اثر گوارش به صورت قندهاي ساده و اسيدهاي آمينه در ميآيند و وارد خون ميشوند. به اين ترتيب، بعد از گوارش غذا قندخون بالا ميرود. اما اين قند بدون انسولين نميتواند وارد سلولهاي بدن (به جز سلولهاي عصبي و كبدي) بشود و به مصرف برسد. انسولين بعد از بالا رفتن قند خون بر اثر گوارش غذا، از لوزالمعده وارد خون ميشود و به سلولهاي بدن ميرسد. سلولهاي بدن روي سطح خارجي غشاي خون خود گيرندههايي براي انسولين دارند. اين گيرندهها با رسيدن انسولين راههاي ورودي گلوكز و اسيدهاي آمينه را باز ميكنند و در نتيجه سلولها ميتوانند به كمك انسولين از اين مواد استفاده كنند. سلولهاي عضلاني گلوكز را ميسوزانند و انرژي به دست ميآورند. سلولهاي كبدي با اينكه براي وارد شدن گلوكز احتياج به انسولين ندارند، ولي بدون انسولين نميتوانند گلوكز را به مصرف برسانند. در سلولهاي كبدي آنزيمهاي مخصوصي وجود دارد كه مولكولهاي گلوكز را با هم تركيب ميكنند و به صورت گليكوژن در ميآورند.
گليكوژن مادهاي است كه ذخيره ميشود و در صورت نياز به گلوكز تبديل ميشود.
تاريخچة انسولين :
در سال 1889 ميلادي، دو دانشمند آلماني به نامهاي اسكارمينكوفسكي و يوزففونمرينگ درآزمايشهاي خود كه روي سگ انجام ميدادند به وجود مادهاي كه در لوزالمعده توليد ميشود و قندخون را تنظيم ميكند پي بردند. چندي بعد چهار پزشك و زيستسناش به نامهاي فرديكبانتينگ، جانمكلوود، چالزبست و جيمزكاليپ نخستين بار در دانشگاه تورنتو در كانادا به تهية انسولين موفق شدند و در سال 1992 ميلادي آن را در بيماران ديابتي به كار بردند. جايزة نوبل در رشتة پزشكي در سال 1993 ميلادي به فرديكباتينگ و جانمكلوود داده شد.
انسولين را معمولاً از لوزالمعدة بعضي جانوارن، مانند گاو و خوك تهيه ميكردند. اما امروزه آن را از باكتريهاي خاص به روش مهندس ژنتيك نيز به دست ميآورند.
دانشمندان با تغيير دادن ژنهاي يك موجود زنده ويژگيهاي جديدي در آن موجود زنده و نسلهاي بعدي ايجاد ميكنند. اين فن را مهندسي ژنتيك مينامند.
انسولين انساني به روش مهندسي ژنتيك نخستين بار در سال 1978 ميلادي به وسيلة دانشمندان امريكائي ساخته شد.
انسولين خالص به سرعت در بدن جذب ميشود و اثر آن بعد از مدت كوتاهي از ميان ميرود. به همين سبب كارخانههاي سازندة انسولين با تركيب اين هورمون با مواد پروتئيني يا با تغيير دادن فرمول شيميائي آن سرعت جذب شدن اين هورمون را در بدن كاهش ميدهند. دانشمندان هنوز هم سرگرم بررسي و كشف كارهاي ديگر انسولين هستند.
مرض قند چيست ؟
مرض قند يا ديابت به تغييرات پايداري در مواد شيميايي بدن گفته ميشود كه سبب بالا رفتن زياد ميزان قند در خون ميشود. علت اين امر كمبود هورمون انسولين ميباشد. هورمونها، پيغامبرهايي شيميايي در بدن هستند كه در يك قسمت از بدن ساخته ميشوند و به داخل جريان گردش خون رها ميگردند تا اثر خود را در مناطق ديگر بدن نشان دهند. ممكن است به طور كامل هورمون انسولين توليد نشود همانگونه كه در نوع 1 مرض قند ديده ميشود. گرچه در نوع 2 مرض قند معمولاً تركيبي از اختلال در توليد هورمون انسولين و كاهش پاسخ بدن به هورمون ديده ميشود. به اين حالت «مقاومت انسولين» گفته ميشود.
انواع مرض قند :1 ـ نوع اول يا وابسته به انسولين :
اين افراد معمولاً لاغر هستند و بيماري آنها قبل از 35 سالگي به وجود ميآيد. ميزان ترشح انسولين در بدن اين افراد كم است و با نظر پزشك انسولين تزريق ميكنند.
حدود 10% از افراد ديابتي اين نوع بيماري را دارند. رژيم غذايي به اين بيماران كمك ميكند تا بيماري خود را همراه با تزريق انسولين كنترل كنند. اين بيماران به وسلية رژيم غذايي به زندگي عادي بر ميگردند و از مشكلات و عوارض بيماري ايمن ميشوند.
1 ـ نوع دوم يا غير وابسته به انسولين :
90% ديابتيها، دچار اين نوع بيماري هستند. اين بيماري بيشتر در نتيجه عادات غلط غذايي و روشهاي نادرست زندگي ميباشد و به همين دليل روز به روز در حال افزايش است. اين بيماري قابل پيشگيري و همچنين قابل درمان است.
اين بيماري معمولاً در سنين بالاي 35 سال ديده ميشود. حدود 10% افرادي كه به اين بيماري دچار ميشوند چاق هستند. اين بيماران معمولاً به تزريق انسولين نيازي ندارند. (مگر در شرايط خاصي مثل بارداري) و مهم ترين درمان آنها رژيم غذايي و ورزش ميباشد.
اين نوع از ديابت برعكس ديابت نوع اول ميتواند به طور كامل درمان شود. چنانچه شخص به ورزش و رژيم غذايي اهميت بدهد به طور كامل درمان ميشود.
علايم ديابت1) پايين آمدن قندخون :
علامت پايين آمدن قند خون، تندي نبض، عرق كردن، گرسنگي شديد، عدم تعادل، سرگيجه، تاري ديد، بيحوصلگي، لرز، پريدگي و غش ميباشد.
علتهاي پايين آمدن قند خون عبارتند از: تزريق اضافي انسولين، اشتباه در مصرف قرصهاي ديابت، فعاليت شديد بدني، دريافت نكردن غذاي كافي، نخوردن يك وعده غذايي، هماهنگ نبودن وعدههاي غذايي با انسولين دقت نماييد. به اين عارضه دچار نميشود.
هنگامي كه علائم بالا را مشاهده كرديد، سريعاً مقداري قند زود هضم مثل قند، شكر، آشاميدنيهاي شيرين يا آب ميوه شيرين بخوريد، ممكن است علائم سريعاً اتفاق بيفتدو پيش از آنكه متوجه شويد، بي حال گرديد، بنابراين حتماً دستبند مخصوص بيماران ديابتي و چند قند همراه داشته باشيد، تا در صورت لزوم ديگران بتوانند به شما كمك كنند.
در صورتي كه با اينكه رژيم غذايي خود را رعايت ميكنيد و فعاليت زيادي هم نداشته باشيد، ولي باز هم قندخون شما پايين ميآيد، ممكن است نياز شما به انسولين كمتر شده باشد، بنابراين با پزشك خود مشورت كنيد.
2) بالا رفتن قندخون :
پرخوري، مصرف بيش از حد كربوهيتدراتها، رعايت نكردن رژيم غذايي، عدم تزريق انسولين، عفونت، فشارهاي روحي و رواني، انجام ندادن ورزش، عدم تشخيص بيماري قند و مهارنكردن آن باعث بالا رفتن ميزان قند خون ميشود.
اين حالت باعث تشنگي زياد و خشكي دهان، خشك شدن پوست و خارش آن، تهوع و استفراغ، درد در پشت پاها، سرگيجه و سردرد، خواب آلودگي زياد، تار شدن ديد و گاهي بروز حالت كماي ديابتي ميشود.
اين حالت با تزريق انسولين و رساندن مايعات و مواد معدني به بدن، درمان ميشود. البته ممكن است قندخون به قدري بالا نرفته باشد كه نياز به درمان فوري باشد. بالا بودن قندخون براي مدت طولاني عوارض زيادي ايجاد ميكند. عوارضی كه بعد از اين گفته ميشود، درطولاني مدت به وجود ميآيند و در اثر بالا بودن قندخون ايجاد ميشوند. بنابراين به وسيله ورزش صحيح و رژيمغذايي مناسب، قندخون را پايين نگاه داريد تا از عوارض طولاني مدت ايمن شويد.
3) مشكلات عصبي :
در بيماري قند رگهايي كه عصبها را تغذيه ميكنند، دچار مشكل ميشوند به اين شكل اعصاب كار خود را به خوبي انجام نميدهند. فرد ديابتي ممكن است حس درد، سوختن، سرما و گرما را از دست بدهد. اين مسأله باعث ميشود تا فرد خطرها را درك نكند و اتفاقات زيادي مثل سوختگي براي او به وجود آيد. ممكن است اعصاب مري دچار مشكل شوند اين مسأله باعث ايجاد مشكلات گوارش مانند نفخ، تهوع، استفراغ و اسهال ميشود. گاهي مشكلات عصبي باعث ناراحتيهاي رواني مثل افسردگي، اضطراب، كم شدن تحمل و ... ميشوند.
رژيم صحيح غذايي از پيدايش اين مشكلات جلوگيري ميكند و فرد را به زندگي عادي برميگرداند.
4) سياه شدن پاها :
بالا بودن ميزان قند خون باعث ميشود تا گلوكز (قند موجود در خون) با هموگلوبين مادهاي در گلبولهاي قرمز (مسئول حمل و نقل اكسيژن است) تركيب ميشود. هموگلوبين كه با گلوكز تركيب شده است نميتواند اكسيژن را جابهجا كند، بنابراين اكسيژن كافي به اعضاء مخصوصاً پاها نميرسد.كمبود اكسيژن مردن و سياه شدن بافت ميشود.
همانطور كه در قسمت قبلي مشاهده كرديد، افراد ديابتي، حس درد و سوختگي خود را از دست ميدهند، بنابراين ممكن است صدمهاي به پا برسد و فرد ديابتي آن را حس نكند. اين صدمه پيشرفت كرده و چون اكسيژن بافت كم ميباشد احتمال عفونت كردن آن زياد است.
اين مسأله گاهي باعث ميشوند كه فرد ديابتي مجبور قطع قسمتي از پا شود. اگر فرد ديابتي به وسيله تزريق به موقع انسولين، رژيم صحيح غذايي و ورزش مناسب، هميشه قندخون خود را ثابت نگه دارد، هيچگاه به اين مشكل دچار نميشود.
5) مشكلات چشمي :
عوارض چشمي قبل از بلوغ ديده نميشوند. همچنين اشخاصي به مشكلات چشمي دچار ميشوند كه بيش از 5 ـ 6 سال از بيماري ديابت آنها ميگذرد.
در صورتي كه به مشكلات چشمي توجه نشود، ميتوانند باعث كورشدن شخص ديابتي شوند. بنابراين با ديدن اختلالات چشمي زير سريعاً به چشم پزشك مراجعه كنيد.
تار شدن ديد، ديدن نقطههاي سياه، دو تا ديدن اشياء، احساس درد چشم، باد كردن و سرخ شدن چشم، ايجاد حالت شب كوري و...
بالا بودن ميزان قندخون علت اصلي مشكلات چشمي است. البته فشار خون بالا نيز ميتواند باعث ايجاد اين حالت شود. ثابت نگه داشتن قندخون و كنترل فشار خون از به وجود آمدن مشكلات چشمي در فرد ديابتي جلوگيري ميكنند.
6) آسيب به كليهها :
يكي از عوارضي كه در اثر ديابت طولاني مدت به وجود ميآيد، آسيب به كليهها ميباشد. افزايش قند خون باعث سفت و سخت شدن بعضي از قسمتهاي كليه ميشود و به مرور زمان كليه را از كار مياندازد. ديابتيهايي كه كليههاي خود را به طور كامل از دست دادند، حدود 60% غير وابسته به انسولين و 40% وابسته به انسولين بودهاند. به اين مشكلات ميتوان فهميد كه با تغذيه و كنترل ديابت غير وابسطه به انسولين 60% اين مشكل به طور كلي حل ميشود. ساير موارد هم با تزريق به موقع انسولين رژيم غذايي صحيح، ورزش و ترك سيگار تا حدود زيادي از اين مشكل نجات پيدا ميكنند.
7) ناراحتي قلبي :
صدمات وارد شده به رگها باعث فشار روي قلب ميشود. رگهاي صدمه ديده باعث افزايش فشار خون ميشوند و از اين طريق هم به قلب فشار وارد ميشود.
همانطور كه قبلاً ديديد، سلولهاي فرد ديابتي نميتوانند قندخون مصرف كنند. بنابراين جهت تأمين انرژي از چربي استفاده ميكنند. فرد ديابتي نيز براي كنترل قندخون خود، ميزان كربوهيدرات غذا را كاهش ميدهد كه اين كار باعث افزايش ميزان چربي ميشود. افزايش ميزان چربي و افزايش سوخت چربي در سلولها عامل خطري جهت افزايش ناراحتيهاي قلبي و سكته ميباشد.
انجام ورزش منظم، ترك سيگار، استفاده از چربيهاي غير اشباع، كنترل فشارخون و انتخاب رژيم غذايي صحيح، از بروز اين مشكل جلوگيري ميكنند.
علت ايجاد مرض قند
دلايل مختلفي براي كاهش توليد انسولين توسط لوزالمعده شناخته شده است و هر بيماري ممكن است به يكي از اين دلايل دچار مرض قند شده باشد. اين دلايل عبارتند از:
1 ـ وراثت (ژنتيك)
2 ـ ابتلا به بيماريهاي عفوني
3 ـ شرايط محيط
4 ـ استرس
1) وراثت :
محققيني كه بر روي دوقلوهاي يكسان و خانواده بيماران مبتلا به مرض قند تحقيق ميكنند كشف كردهاند كه نقش عوامل ارثي در ابتلاي به هر دو نوع مرض قند اهميت دارد. در دوقلوهاي يكسان در صورتي كه يكي از آنها به مرض قند نوع 1 دچار باشد، 50% احتمال دارد كه ديگري نيز به مرض قند مبتلا شود. اما در مورد مرض قند نوع 2، اگر يكي از دوقلوها به اين بيماري مبتلا شود، قُل ديگر حتماً به بيماري مبتلا خواهد شد. بسيار مشكل است كه پيش بيني كنيم كه چه كسي بيماري را به ارث ميبرد. در تعدادي از خانوادهها اين بيماري شديداً بين افراد خانواده شايع است و اين افراد استعداد زيادي در ابتلائ به اين بيماري دارند. دانشمندان در اين خانوادهها موفق به پيدا كردن چندين ژن شدهاند كه احتمالاً مسئول ايجاد اين بيماري هستند. در چنين خانوادههايي ميتوان ساير افراد خانواده را نيز از نظر وجود اين ژنها آزمايش نمود وخطر بروز اين بيماري را در آنها پيشبيني كرد. با اينحال در اكثر جاهاي دنيا امكان انجام چنين آزمايشي براي تشخيص ژنها وجود ندارد. بنابراين اگر حتي يكي از بستگان نزديك شما به بيماري ديابت مبتلا باشد، دليلي ندارد كه شما هم حتماً به اين بيماري دچار شويد. بعضي از افرادي كه از نظر ارثي مستعد ابتلاء به مرض قند هستند هيچگاه واقعاً به اين بيماري دچار نميشوند كه اين امر نشان دهندة وجود ساير عوامل در ايجاد اين بيماري ميباشد.
2) عفونتها :
ديده شده است كه كودكان و جوانان در بعضي از ايام سال كه سرماخوردگي و سرفه شايعتر است بيشتر احتمال دارد كه به مرض قند دچار شوند. بعضي از ويروسها مثل ويروس اوريون داراي اين قدرت هستند كه به لوزالمعده حمله كرده و به آن صدمه بزنند و در نتيجه ايجاد مرض قند كنند. با اينحال از آنجايي كه بيماران نگران اين موضوع هستند، به ندرت اتفاق ميافتد كه پزشكان بتوانند ارتباط وقوع مرض قند را با گروهي از عفونتها مرتبط سازند. يك توضيح ممكن براي اين موضوع، آن است كه عفونت ميتواند يك روندتدريجي از تخريب لوزالمعده را شروع كند كه چندين سال بعد اثر خود را نشان دهد.
3) شرايط محيطي :
افرادي كه به مرض قند نوع 2 مبتلا ميشوند اغلب رژيم غذايي غير متعادل داشته و چاق هستند. بطور قابل توجهي، افرادي كه از كشورهايي كه مرض قند در آنجاها زياد شايع نيست به كشورهايي مهاجرت ميكنند كه اين بيماري در آنجا شيوع بيشتري دارد، آنها نيز در معرض خطر بيشتري براي ابتلاي به اين بيماري قرار ميگيرند. تغييرات عمده در نحوة زندگي نيز ميتواند احتمال ابتلاء يك شخص به ديابت را افزايش دهد. يك مثال خوب در اين مورد، افراد جزيره نائورو ميباشد. وقتي در اين جزيره معادن فسفات كشف شد، مردم اين جزيره پول زيادي به دست آوردند و ثروتمند شدند. در نتيجه رژيم غذايي آنها تغيير نمود و اضافه وزن پيدا كردند و بيشتر از گذشته مستعد ابتلاء به مرض قند شدند.
تمام اين موارد به اهميت ارتباط بين رژيم غذايي، محيط زندگي و ابتلاء به مرض قند اشاره دارند. با اينحال هيچ ارتباط دقيقي بين بروز مرض قند و مصرف قند و شيريني ديده نشده است.
4) مرض قند ثانويه :
تعداد كمي از افراد هم وجود دارند كه بروز مرض قند در آنها به علت ايجاد بيماري ديگري در لوزالمعده ميباشد. براي مثال بيماري پانكراتيت (التهاب لوزالمعده) ميتواند باعث تخريب قسمت بزرگي از لوزالمعده شود. بعضي از افرادي كه به بيمارهاي هورموني دچار هستند مثل سندرم كوشينگ (افزايش توليد هومون استروئيد در بدن) يا آكرومگالي (افزايش توليد هورمون رشد در بدن) ممكن است به عنوان يك عارضه جانبي از بيماري اصليشان، به مرض قند نيز مبتلاء شوند. همچنين لوزالمعده ميتواند بر اثر مصرف زياد و طولاني مدت الكل نيز دچار آسيب شود.
5) استرسها :
گرچه بسياري از افراد، وقوع ابتلاء به مرض قندشان را به بروز وقايع استرس زايي مثل تصادفات يا ساير بيماريها ربط ميدهند اما اثبات يك ارتباط مستقيم بين استرس و مرض قند دشوار ميباشد. توضيح اين مسئله ممكن است در اين حقيقت نهفته باشد كه افراد، پزشكان را به دليل بعضي از وقايع استرسزا ملاقات ميكنند و در همين ملاقاتها است كه تصادفاً مرض قندشان تشخيص داده ميشود.
پيشگيري ازعوارض ديابت :
1 ـ رعايت رژيم غذايي مناسب، نقش مهمي در كنترل قندخون و پيشگيري از ايجاد عوارض ديابت دارد. رژيم غذايي هم در ديابت وابسته به انسولين و هم در ديابت غيروابسته به انسولين ميتواند قندخون را ثابت نگه داشته و از تغييرات شديد آن جلوگيري كند و به اين وسيله از عوارض ديابت جلوگيري نمايد.
2 ـ كنترل فشار خون يكي ديگر از راههاي پيشگيري از عوارض ديابت ميباشد. براي اين منظور ميبايد سريع غذا را كاهش دهيد. نمك طعام بيشترين سديم را به بدن ميرساند، بنابراين در صورتي كه فشارخون شما بالا است، مصرف نمك طعام، غذاهاي كنسرو شده، سوسيس، كالباس، ماهي دودي و ... را كه به آنها نمك اضافه كردهاند، ترك كنيد. در صورتي كه فشار شما باز هم بالاست و نياز به كم كردن سديم داريد، غذاهاي نمكدار، حتي نان معمولي كه داراي نمك است را به طور كلي حذف كنيد و از غذاهاي داراي سديم بالا را زياد مصرف نكنيد. اين غذاها آماده و نگهداري شده، نمك اضافه ميشود. همچنين غذاهاي داراي سديم بالا را زياد مصرف نكنيد. اين غذاها عبارتند از: پنير، شير و ماست معمولي (شير بدون سديم هم موجود است) كره گياهي داراي نمك (پشت بسته بندي آن نوشته شده است كه نمك دارد يا خير) تخممرغ و مواد غذايي داراي تخممرغ مثل بعضي از ماكارونيها، كشك، دوغ، اسفناج، كرفس، هويج، شلغم، جعفري، كلم، چغندر، تربچه، خرمالو، خربزه، دل، جگر، قلوه، صدف
3 ـ كشيدن سيگار را قطع كنيد.
4 ـ به طور منظم و روزانه ورزش كنيد. علاوه بر ورزش فعاليت و تحرك را در همة زندگي خود وارد كنيد كه به بدن خود آسيب نرسانيد.
5 ـ تفريح كنيد، به گردش برويد، زود ناراحت و عصباني نشويد. به شكلي عمل كنيد كه از زندگي و انجام كار، لذت ببريد. به اين جهت فعاليتهاي نشاط آوري را براي خود در نظر بگيريد.
6 ـ نكات ايمني را رعايت كنيد. به طور مثال، كفش تنگ نپوشيد، هنگام استفاده از چاقو، ناخنگير و ساير وسائل تيز و برنده توجه كنيد كه آسيب به خود نرسانيد. اگر آسيب به پوست شما وارد آمد، و بعد از 3 روز خوب نشد به پزشك مراجعه نماييد.
7 ـ هر روز به حمام برويد و پوست بدن خود را تميز نگه داريد.
8 ـ خود را در برابر گرما و سرما حفاظت كنيد. در هواي سرد، لباس كافي بپوشيد. مدت زيادي در زير آفتاب قرار نگيريد.
9 ـ به طور مداوم ميزان قندخون و فشار خون خود را اندازه بگيريد، تا بتوانيد آنها را تحت كنترل خود در آوريد.
10 ـ در صورتي كه اضافه وزن داريد، خود را به وزن طبيعي برسانيد.
پيشگيري و درمان ديابت غير وابسته به انسولين :
حدود 90% بيماران قند، غير وابسته به انسولين هستند. اين نوع بيماري قابل پيشگيري و درمان ميباشد. بنابراين به راحتي ميتوان 90% افراد ديابتي را درمان نمود. جهت پيشگيري و درمان ديابت غير وابسته به انسولين به نكات زير توجه نماييد.
1) كنترل وزن :
چاقي يكي از دلايل ايجاد كننده بيماري قند ميباشد. رسيدن به وزن طبيعي از ديابت پيشگيري ميكند. در صورتي كه ديابت به وجود آمده باشد وزن ميتواند نقش مهمي در كنترل و درمان بيماري قند داشته باشد.
مواد داراي كربوهيدارت و چربيها بيش از همه باعث چاقي ميشوند. غذاهاي چرب، روغن، غذاهاي سرخ كردني، كره، خامه، سرشير، پسته، بادام، گردو، تخمه آفتابگردان، تخمه كدو،پيه، دنبه و ... داراي چربي بالايي هستند. قند، شكر، آبنبات و ساير مواد شيريني، نان، برنج، ماكاروني، سيبزميني، غذاهاي تهيه شده از آرد گندم و آرد برنج غذاهايي هستند كه كربوهيدرات فراواني دارند. فرد چاق بايد مصرف غذاهاي پر كربوهيدرات و پرچربي را بسيار كم كند و در عوض مصرف شير و ماست كمچربي، ميوه و سبزيجات را افزايش دهد.
افراد چاقي هم كه ديابت ندارند ميتوانند براي پيشگيري از ديابت رژيمهاي مخصوص افراد ديابتي را رعايت كنند. در بخشهاي بعدي روش انتخاب رژيم گفته ميشود.
2) انجام منظم ورزش :
ورزش و فعاليت بدني به چند شكل باعث پيشگيري و درمان ديابت غير وابسته به انسولين ميشود.
اول اينكه ورزش باعث كاهش وزن شده و به اين شكل بيماري قند را درمان ميكند.
دوم اينكه ورزش باعث ميشود تا حساسيت سلولها نسبت به انسولين افزايش پيدا كند، به اين شكل سلولها با ميزان كمتري از انسولين كار خود را انجام ميدهند. ورزش ميتواند باعث افزايش روحيه و ايجاد شادابي شود. شادابي و كمشدن نگراني يكي از مواردي است كه ميتواند بيماري قند را كنترل كند.
ورزش علاوه براينكه از ديابت غير وابسته به انسولين جلوگيري ميكند و آن را درمان مينمايد، نقش مهمي در كنترل و پيشگيري از عوارض ديابت وابسته به انسولين دارد.
3) رعايت رژيم غذايي :
در صورتي كه ديابت غيروابسته به انسولين داريد، رژيم غذايي خود را به دقت انتخاب كرده و از آن پيروي نماييد. اين موضوع باعث كنترل ميزان قند خون شما ميشود و پس از مدتي ميتواند باعث درمان بيماري شما گردد البته با درمان بيماري رژيم غذايي را رها نكنيد، چرا كه ممكن است بيماري بار ديگر به سراغ شما بيايد. ممكن است بگوييد كه در اينصورت چه فرقي با يك فرد بيمار داريم؟ بخشهاي بعدي را مطالعه كنيد. در آن بخشها رژيم يك فرد معمولي و يك فرد ديابتي با هم مقايسه شده است و شما متوجه ميشويد كه دو رژيم، فرق چنداني با هم ندارند، بلكه رژيم فرد ديابتي با رژيم فرق زيادي دارد كه در اصل اين رژيم غلط است و اگر باعث بيماري قند نشود، ولي باعث مشكلات ديگري ميگردد.
مقايسه رژيم ديابتي با رژيم معمولي :
رژيم يك فرد ديابتي در اصل همان رژيم فرد معمولي است. قبلاً ميزان كربوهيدرات در رژيم افراد ديابتي بسيار محدود ميشد، ولي اكنون مشخص شده است كه اگر كربوهيدرات رژيم فرد ديابتي با رژيم معمولي مشابه باشد، نتيجه بهتري به دست ميآيد.
رژيم فرد ديابتي در اصل همان رژيم فرد معمولي است. قبلاً ميزان كربوهيدرات در رژيم افراد ديابتي بسيار محدود ميشد ولي اكنون مشخص شده است كه اگر كربوهيدرات رژيم فرد ديابتي با رژيم معمولي مشابه باشد، نتيجة بهتري به دست ميآيد.
رژيم فرد ديابتي با رژيم معمولي چند فرق ساده دارد. يكي اين است كه كربوهيدراتهاي ساده در افراد ديابتي بايد محدود شوند. مواد شيرين مانند قند، شكر، پولكي، نبات، آب، مربا و ... داراي كربوهيدرات ساده هستند. كربوهيدراتهاي ساده به سرعت جذب ميشوند و باعث بالا رفتن قندخون ميشوند. البته در افراد عادي هم توصيه شده است كه تا حد امكان مصرف كربوهيدراتهاي ساده را كم كنند. به هر حال اين مسأله در بيماران ديابتي اهميت بيشتري دارد.
فرق ديگر اين است كه در رژيم افراد ديابتي غذاهاي داراي كربوهيدرات بايد در بين وعدههاي غذايي تقسيم شوند. تقسيم كربوهيدرات بر حسب نو ديابت و نوع تزريق انسولين متفاوت است. داشتن وعدههاي منظم غذايي و تقسيم كربوهيدرات بين اين وعدههاي غذايي، اهميت بيشتري از ميزان كربوهيدرات رژيم غذايي دارد.
چيزي كه باعث تفاوت زياد رژيم غذايي افراد ديابتي و افراد معمولي ميشود توجه نكردن افراد معمولي به رژيم صحيح ميباشد. افرادي كه بيمار نيستند به رژيم غذايي توجهي نميكنند. اين موضوع باعث افزايش بيماري و كاهش طول عمر ميشود ولي عوارض آن به كندي به وجود ميآيد و شخص متوجه آن نيست. افراد ديابتي به رژيم غير صحيح، حساسيت بيشتري دارند. بنابراين رژيم غلط غذايي، تأثير خود را به سرعت نشان ميدهد.
حتي در رژيم قديمي كه كربوهيدرات محدود ميشد، كربوهيدرات رژيم افراد ديابتي حدود 10% كمتر از افراد عادي ميشد. اين ميزان تغيير زيادي ايجاد نميكند. به طور مثال باكم كردن روزانه 30 گرم نان و شش قاشق غذاخوري برنج، از رژيم غذايي عادي، نسبت كربوهيدرات رژيم غذايي حدود 10% كمتر ميشود.
از اين قسمت چنين نتيجه ميگيريم كه رژيم ديابتي، يك رژيم معمولي است بنابراين نگران آن نباشيد، اين ساير مردم هستند كه رژيم غذايي غلطي دارند و بايد نگران آن باشند. همچنين رعايت رژيم ديابتي به معني وزن كردن دقيق غذاها نيست، بلكه تعيين مقدار حدودي غذاها كافي ميباشد.
غذاها و گياهان مؤثر در بيماري ديابت
سبزيجات و ميوهها به طور كلي براي بيماران ديابتي مفيد ميباشد. آنها با داشتن فيبر زياد نقش مهمي در لاغر شدن دارند و از اين طريق به بيماران ديابتي كمك ميكنند. سبزيها و ميوهها داراي املاح و ويتامينهاي زيادي هستند كه نياز بدن بيماران ديابتي را به املاح و ويتامينها برطرف ميكنند. فيبر آنها باعث ميشود تا سرعت جذب قند كمتر شود و از بالا رفتن ناگهاني قند خون جلوگيري ميكنند. قند بعضي از ميوهها بدون نياز به انسولين، سوخته ميشود.
ساير منابع فيبر هم براي بيماران ديابتي مفيد هستند. دانههاي كامل غلات مانند برنج با سبوس و گندم با سبوس براي بيماران ديابتي مفيد هستند. دانههاي كامل غلات مانند لوبيا، نخود و عدس خيلي خوب هستند.
ويتامينهاي C، A ، E و گروه B براي كنترل عفونت و جلوگيري از آسيب به رگهاي بدن در بيماران ديابتي مفيد هستند. ويتامينهاي نامبرده در اين غذاها ديده ميشوند: مركبات (پرتقال، ليموشيرين، ليموترش، نارنگي، گوجهفرنگي، كيوي، سبزيجات برگسبز، هويج، روغن ماهي، لوبياي سبز، نخودسبز، گندم، جوانهگندم، سبوسبرنج، شير، مخمرآبجو، حبوبات، غلات كامل، تمشك، خربزه.)
دو ماده معدني كرم ومنيزيم باعث ميشوند كه حساسيت نسبت به انسولين كمتر شود. اين دو ماده مخصوصاً زماني كه تكرار ادرار وجود دارد، كم ميشود. اين غذاها داراي كرم و منيزيم هستند: گندمسبوسدار، هلو، انجير، بادام، مارچوبه، تربچه، ليموياماني، ليمويتازه، اسفناج، خيار، كاهو، نارگيل.
بيماران ديابتي، مستعد افزايش چربيخون هستند به همين دليل مصرف سير براي آنها مفيد است. همچنين استفاده از روغنهاي غير اشباع به جاي روغنهاي اشباع بسيار مهم است. اگر چربيهاي غير اشباع بيشتر مصرف شوند، اثر بيشتري دارد تا اينكه چربي مصرف كم شود ولي همين مقدار كم، از چربيهاي اشباع باشد. به همين جهت از روغنهايي مثل روغن زيتون، روغن ماهي، روغن ذرت و روغن بادام استفاده كنيد، همچنين روغنهاي مايع را به جاي روغنهاي جامد به كار ببريد، روغنهاي حيواني را كمتر مصرف كنيد به همين جهت پيه و دنبة گوشت و پوست مرغ را جدا كنيد، البته مصرف روغن ماهي مفيد است. همچنين مصرف چربي موجود در شير، اشكالي ندارد.
بعضي از افراد ديابتي براي برطرف كردن ميل خود به شيريني از موادي مانند ساخارين، آسپارتان، سيكلامات و ... استفاده ميكنند. اين مواد بدون انرژي هستند و قندخون را بالا نميبرند. استفاده از اين مواد توصيه نميشود، زيرا مصرف آنها ممكن است مشكلاتي ايجاد كند. هرچند كه براي بعضي از اين مواد هنوز ضرري مشخص نشده است، ولي مصرف آنها عاقلانه نيست، از طرفي ميل افراد ديابتي به مواد شيريني به اين دليل است كه سلولهاي بدن آنها نميتوانند قند مصرف كنند و گرسنة قند هستند، مسلم است كه اين مواد و حتي قند معمولي نميتوان وارد سلولهاي آنها شود و خوردن اين مواد فقط تا مدت كمي ميل آنها به شيريني را كاهش ميدهد.
بهترين راه انجام ورزش، رعايت رژيم غذايي متناسب و تزريق انسولين است تا ميل به شيريني كم شود.
بعضي مواد خاصيت دارويي دارند و به اين شكل به بيماران ديابتي كمك ميكنند. اين مواد ميتوانند ديابت غير وابسته به انسولين را درمان كنند و ميزان نياز به انسولين، بيماران ديابتي وابسته به انسولين را كم كنند: كلم، كاهو، پيازخام، سير، شلغم، جوانه گندم، بادام، توت، لوبيا، جو، دارچين، مخمر آب جو، ريواس، ميخك، تخمشنبليله، قارچ، زردچوبه، برگمو.
بعضي از گياهان را علاوه بر مصرف غذايي ميتوانيد به صورت داروي گياهي نيز مصرف كنيد.
1) شنبليله
يك گرم تخم شنبليله يا 3 گرم گياه شنبليله را در يك ليوان آب دم كرده و ميل نماييد.
2) مريم گلي
20 گرم برگ گياه مريم گلي را در 4 ليوان آب دم كنيد و هر روز 3 بار و هربار نصف ليوان از آن را ميل كنيد.
3) قنطوريون صغير
يك قاشق مرباخوري سرصاف از اين گياه را در يك فنجان آب دم كرده و آنرا مصرف كنيد.
4) گياه صابوني (غاسول)
4 تا 6 گرم ريشة اين گياه را 2 ساعت در آب سرد بخيسانيد، سپس آنرا جوشانده و مصرف نماييد.
5) لوبيا
4 تا 6 قاشق غذاخوري پوست دانة لوبيا را به صورت ملايم بجوشانيد و آنرا مصرف نماييد.
6) برگ درخت گردو
3 تا 7 گرم برگ درخت گردو را به صورت دم كرده مصرف كنيد.
7) برگ اكاليپتوس
حدود 30 گرم برگ اكاليپتوس را در 3 ليوان آب دم كرده و آن را در 5 وعده، هر وعده نصف ليوان، مصرف كنيد.
8) دانه كتان (روغن برزك)
10 تا 20 گرم دانه كتاني را در يك ليتر آبجوش دم كرده و هر روز 3 نوبت و هر نوبت نصف ليوان از آنرا ميل كنيد. ميتوانيد يك قاشق غذاخوري دانة كتان را در نصف ليوان آبسرد بخيسانيد و آنرا صبح ناشتا ميل نماييد.
9) علف هفت بند
12 تا 18 برگ يا گياه كامل همراه با ريشه را 4 ليوان آب بجوشانيد و هرروز 3 نوبت از آن را ميل كنيد.
10) سير
12 تا 18 گرم سير را در 4 ليوان آب جوشانده و هربار مقداري از آن را مصرف نماييد.
11) پياز
150 گرم پياز را در 4 ليوان آب جوشانده و آنرا به چند قسمت تقسيم كرده و هر روز ميل كنيد.
12) بابا آدم
حدود 50 گرم از ريشة اين گياه را در 4 ليوان آب بجوشانيد و 3 نوبت در روز، هربار نصف ليوان مصرف كنيد.
انتخاب